
آن دو نقشي را كه ما در اينجا به نام فر ايراني و فر كياني نام ميبريم از نقوشي هستند كه بحثهاي زيادي در مورد معني و مفهوم آنها وجود دارد. برخي آن را نماد اهورامزدا و برخي ديگر آن را نقش فروهر قلمداد كردهاند. آنچه در اين بخش اهميت دارد اين است كه اين نقوش نشان تاييد ايزدي و آسماني و در نتيجه دليل تقدس به شمار ميروند كه چندين مرتبه در مكانهاي مختلف تخت جمشيد ديده ميشوند.
براي نماد شناسي گوي بالدار قابل ذكر است كه گوي نماد خورشيد بود كه مظهر فناناپذيري و جاودانگي و سرچشمه حيات به شمار ميآمد. بال عقاب يا شاهين هم نماد پرواز و تعالي به حساب ميآمد. بنابراين از تركيب بال و گوي، نماد مقدس گوي بالدار ساخته شد كه براي مردم باستان نمايانگر جاودانگي و تعالي بود.
اين نماد در اصل براي مردم باستان به منزله رابطي بين جهاني مادي و معنوي به شمار ميآمده و به همين دليل از آن براي تزئين بناها و متبرك ساختن موضوعهايي كه مربوط به امر سلطنت و مذهب بوده به وفور استفاده ميشده است.
ريشههاي اوليه اين نماد در مصر يافت ميشود و از آنجا به بينالنهرين و ايران راه يافت.
اشكال متفاوتي از گوي بال دار در تمدنهاي سومري، آشوري، مصري و بابلي و ايراني وجود دارد.
گوي بالدار در ايران گاهي فقط از يك كره با بالهايش تشكيل شده است و گاهي نيز يك آدمك به همراه آن وجود دارد. اين آدمك گاهي نيمتنهاش از داخل گوي بيرون آمده است و گاهي بر بالاي گوي است.
دكتر شاپور شهبازي در این باره چنین می گوید : « اروپاییان از حدود صد سال پیش عادت کرده اند که انسان و حلقه بالدار هنر هخامنشی را نقش اهورامزدا بخوانند ولی چنانکه ما ثابت کرده ایم ، این عقیده پایه درستی ندارد بلکه این نقش ، نشان تایید ایزدی و آسمانی است . یعنی در مورد شاهان « فرّ کیانی » و در مورد افراد عادی « فرّ ایرانی » این تایید را نشان می دهد . به همین جهت است که می بینیم در جایی ، گروهی از سربازان ایرانی در سایه فرّ ایرانی ایستاده و فرّ کیانی را نگهبانی و محافظت می کنند . در نقوش ساسانی ، فرشتگان بالداری که حلقه دیهیم دار شاهی را در دست دارند و بر فراز سر شاهنشاهان پرواز می کنند همان « فرّ شاهی » آنان اند و به جای حلقه و یا انسان بالدار هخامنشی نشسته اند . گاهي اين دو نماد (فر ايراني و فركياني) با هم ديده ميشوند كه دراين صورت فر كياني بالاتر از فر ايراني قرار دارد. گاهي هم مستقلا در نقشهاي جداگانهاي آمدهاند.
ظاهرا نماد گوي بالدار با آدمك بيشتر تكرار شده است. در نقش برجسته بيستون و در آرامگاههاي هخامنشي در نقش رستم هم همين نقش ديده ميشود كه البته گاهي تغييرات كمي مخصوصا در قسمت بالها مشاهده ميشود.
در اين نقشها آدمك از داخل گوي يا قرص بيرون آمده است. گاهي اوقات هر دوي اين نقشها با وجود دو ابوالهول (Sphinx) در كنارشان ديده ميشوند و گاهي هم بدون وجود ابوالهولها هستند. البته ظاهرا آن گوي بالدار با آدمك كه ابوالهولها در طرفين آنها هستند همان است كه آدمك از درون قرص بيرون نيامده است، بلكه بر بالاي قرص قرار دارد.
آقاي ابوالعلاء سودآور نيز نظريات خاص خود را دارد كه قابل توجه است. ايشان نمادي را كه در نقش برجسته بيستون قرار دارد را علامت و نماد اهورامزدا ميدانند. او علامت گوي بالدار ساده (بدون آدمك) را نماد فر ميدانند كه پادشاهان ايران زمين همواره به آن براي سلطنت و حكومت نياز داشتند.
گاهي اوقات نماد گوي بالدار ساده دو تا با هم است كه در بالا و پايين هم قرار گرفتهاند. به گفته آقاي سودآور، اين نمايانگر فر مضاعف يا فر افزون است.

