این مطلب ادامه ای از مطالب قبلی ست .

پاکوفسکا در پاسخ به این سوال که چرا نقاشی می کند چنین پاسخ می دهد :« به خاطر اینکه به آن نیاز دارم ، به خاطر اینکه بدون نقاشی نمی توانم زنده بمانم ، مثل نفس کشیدن . نقاشی همان چیزی است که هست ، نقاشی نباید و نمی تواند تظاهر کند . نقاشی احساس و اندیشه ما را بیان می کند و من دنیای کاغذ را دوست دارم . به من کمک می کند تا روابط و ارزش های جدیدی خلق کنم .
حتی زمانی که هیچ کار دیگری نمی شد کرد ، من کار خود را به کودکان اختصاص دادم و دریافتم که در دنیای کودکان چیزهای زیادی برای یافتن و کشف کردن همراه با زیبایی وجود دارد و نمی دانم و نمی خواهم آن را رها کنم . »

« من همه مواد را دوست دارم . آنها وسوسه انگیز و الهام دهنده هستند . دوست دارم با همه مواد کار کنم . اما این کار امکان پذیر نیست . وقتی ماده ای را انتخاب می کنم ، قوانین مربوط به آن را رعایت کرده و سعی می کنم از آنها تخطی نکنم . موادی که هم اکنون با آنها کار می کنم عبارتند از : کاغذ ، چوب ، فلز ، سیم و رنگ.»
من کتاب ها و اشیاء را درک می کنم ، آنها فضاهای محصوری را خلق می کنند که نمی توان آنها را باز کرده یا از طریق خواندن بصری آنها را به صورت سطح در نظر گرفت .


کتاب برای من معماری است ، فضایی مشخص و بسته که در آن نوشته های رنگی و صفحات خالی را ترکیب می کنم . پاندولی در فضا ، به عنوان بعدی از زمان ، اولین پاندول من در سال 1959 شروع به حرکت کرد .
فهرست کتابهای که وتاپاکوفسکا:
-
داستانهای روتاباگا ، کارل ساندبرگ ، 1965 .
-
شاه حشرات ، ویلیام گولدینگ ، 1968 .
-
جهان افسانه ها ، برادران گریم ، 1984 .
-
مومو ، میشل اند ، 1973 .
-
سرباز شجاع کوچک ، هانس کریستین اندرسن ، 1985 .
-
افسانه های بریتانیا ، 1989 .
-
منتخب اشعار ، 1989 .
-
یک ، پنج ، خیلی . اوتومایر ورلاگ ، 1990 .
-
پادشاه گل کوچک ، 1991 .
-
نمایش های کاغذی ، که وتا پاکوفسکا ، 1991 .
-
نمایش نیمه شب ، که وتا پاکوفسکا ، 1992 .
-
کاتولوگ هنری ، که وتا پاکوفسکا ، 1993 .
-
کتاب های جنوب ، 1995 .
-
الفبا ، که وتا پاکوفسکا ، 1996 .
-
شهر کاغذی ، که وتا پاکوفسکا 2000 .
-
دایره و مربع ، که وتا پاکوفسکا ، 2000 .
-
مسائل فضا ، 2001 .

